يادداشت

اندر قضیه‌ی «اباذری-پاشائی»

زمانی که چندی پیش به درخواست دوستان چند خطی درباره‌ی مراسم تدفین پاشائی نوشتم، هیچ فکر نمی‌کردم درخواست بعدی همان دوستان نوشتن درباره‌ی دکتر اباذری باشد! اما بود و حالا ما در برابر مسئله‌ای قرار داریم که می‌توان به سبک ریاضی‌دانان قضیه‌ی «پاشائی- اباذری» نامیدش!

ادامه نوشته »

پیشنهاد برای آفرینش ادبی

دلکش‌ترین روایت و شیواترین سخن آن است که با خیال‌انگیزترین، رنگین‌ترین و بی‌مهاباترین گمانه‌زنی‌ها آغشته شود و از بازی با ابهام و معناهای چندپهلو و رمزگون نهراسد و آن اسطوره است.

ادامه نوشته »

همسفران ما

هر کس که برای اندیشه و تخیل و گمانه‌زنیِ خویش و دیگران احترامی قائل است، هر کس که به فرهنگ ایرانی و زبان فارسی و منش‌های غنیِ پنهان در آن دلبستگی دارد و هر کس که همتی دارد و غایتی، همسفر ماست.

ادامه نوشته »

ما و دیگران

شاید گلی و ترنجی بر قالیِ پر نقش و نگار فرهنگ ایرانی بیفزاییم که رنگی و شکلی گستاخانه و نوظهور داشته باشد، اما این کار را با نگریستن به کل قالی انجام خواهیم داد و زیباییِ آن کل و جایگاه این جزء را از یاد نخواهیم برد‌.

ادامه نوشته »

آماج ما

مقصد؛ ناپدید است و راه؛ ناشناخته و گذرگاه؛ پرمخاطره و ناپیموده، اما جهت به سوی اختری تابناک است و سرزمین؛ مقدس و ورجاوند.

ادامه نوشته »