آنقدر در شكوفه و آیینه حل شدى / كز قعرِ چاهِ خاطره بیرون كشیدمت‌

آغشتن‌ات به صخره، نگاهم اسیر كرد / پیچیده‌اى به باد و در این حال دیدمت

پهناور است، تقارنِ زیبای آنچه هست / از صد هزار چیز، چنین برگزیدمت‌

گمنام‌پاره‌اى ز عدم بود، بودنت / من با تراشِ شعر به لب آفریدمت

پژواکِ شورش به زمان، شیوه ساختى‌

در ازدحام سایه‏، فقط من شنیدمت

درباره ی Soshians

همچنین ببینید

وزن شب

بايد كه عاقبت، گردن كشى فراز، عصيان دهى رواج، تا بشكنى نياز

یک دیدگاه

  1. امیر زیبااندام رادی

    زیبا بود پژواکِ شورش به زمان، شیوه ساختى‌

    در ازدحام سایه‏، فقط من شنیدمت

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *