سه شنبه , شهریور ۳۰ ۱۴۰۰

قدرت «من»

گفت‌وگوی منیره پنج‌تنی با دکترشروین وکیلی

یکی از معضلاتی که به طور جدی گریبانگیر برخی از کتابخوانان ماست، عدم اطلاع از انتشار کتاب‌های تازه‌تألیف است. گاه متخصصان حوزه‌های مختلف از انتشار کتاب‌های مربوط به زمینه تخصصی‌شان بی‌اطلاع‌اند یا در زمان انتشار به مطالعه آن نمی‌پردازند. این امر، تبعات منفی بسیاری دارد و یکی از مهم‌ترین آن‌ها نقد و بررسی‌نشدن این آثار از سوی منتقدان متخصص این حوزه‌هاست. به بهانه معرفعنوان به هم پیوسته و  تازه انتشاریافته از شروین وکیلی که از سوی انتشارات شورآفرین منتشر شده است، گفتگویی با او ترتیب دادم که به اختصار به معرفی و بررسی طرح مولف در این آثار می‌پردازد. مطالعه این آثار و آشنایی با افکار شروین وکیلی برای تمامی افرادی که به نوعی در حوزه‌های مختلف علوم انسانی اعم از فلسفه، روانشناسی، جامعه‌شناسی و … مشغول به کار و فعالیت هستند، خواندنی و قابل تأمل است و مهم‌تر اینکه تنور نقد را داغ نگاه می‌دارد.

مجبورم از پرسشی کلی آغاز کنم و از شما بخواهم به اختصار درباره طرحتان در کتاب‌های پنج‌گانه زروان توضیح دهید.  لطفا بگویید که طرح کلی‌تان چه بوده و خواننده در مسیر مطالعه این آثار چه چیزی به دست خواهد آورد؟
کتاب‌های زروان، متونی هستند که نظریه‌ای را در حوزه‌ی جامعه‌‌شناسی-روانشناسی صورت‌بندی می‌کنند. همه‌شان در سرمشق نظری CST (نظریه‌ی سیستم‌های پیچیده) تدوین شده‌اند و هسته‌ مرکزی‌شان به بازتعریف و بازسازی -و گاه واسازی- مفهوم سوژه یا «من» در زمینه‌ی نظام‌های اجتماعی اختصاص یافته است. چارچوب و محتوای کتاب‌ها از دو منبع دانایی درهم پیوسته‌ مشتق شده است. از یک طرف پیگیری پرسش‌هایی که در مورد صورتبندی کلان و فلسفی مفهوم سوژه (یعنی منِ خودمختارِ اندیشنده/ خواهنده) داشته‌ام و از طرف دیگر مجموعه‌ای از دوره‌های آموزشی در زمینه‌ی روانشناسی اجتماعی که طی 10 سال‌ گذشته با همین نام زروان برگزار می‌کرده‌ام و در آن‌ها راهبردهای عملیاتی و روش‌های کاربردی برخاسته از این پاسخ‌های نظری را وارسی کرده‌ام.

 در مقدمه کتاب «نظریه سیستم‌های پیچیده» اشاره کرده‌اید که نظریه سیستم را بر اساس دریافت شخصی‌تان ارائه کرده‌اید؛ از دیگر سو فقر منابع و ناآشنایی عموم دانشجویان و دانش‌پژوهان را یادآور شده‌اید؛ به نظر می‌رسد که این امر وضعیت متناقضی را ایجاد می کند، بر این اساس می‌خواهم بدانم خواننده این اثر قرار است با نظریه‌ای آشنا شود که نمی‌داند اصل آن چیست؟

در واقع نظریه‌ی سیستم‌های پیچیده برخلاف برخی از نظریه‌های دیگر که در درون یک دانش تعریف می‌شوند، «اصلِ» دقیق و مرزبندب‌شده‌ای ندارد؛ یعنی، به آن شکلی که مثلا ما کوانتوم مکانیک در درون دانش فیزیک یا جنین‌شناسی در درون دانش زیست‌شناسی داریم، یک نظریه‌ی سیستم‌های پیچیده در درون یک حوزه‌ی علمی نداریم. این در واقع نوعی بینش و شیوه‌ای از نگاه است که ماهیتی میان‌رشته‌ای دارد و در همه جا ریشه می‌دواند و تمام شاخه‌های دانایی را پربار می‌سازد. چنان‌که گفتید منابع دانش ما در این زمینه اندک و ناکافی است و بنابراین دست‌بردن به نگارش کتاب مرجعی که کل این نگاه را منتقل کند، کاری جسورانه محسوب می‌شد. با این وجود با توجه به ضرورت انتقال این بینش به زمینه‌ی زبان فارسی و اهمیتی که به نظرم این نظریه در تولید فکر و سازماندهی اجتماعی دارد، این کار را انجام دادم. قیدکردنِ اینکه کتاب سیستم‌های پیچیده روایت شخصی من از این نظریه را بازگو می‌کند به خاطر پرهیز از سوگیری نادرست در این بستر و فضا بوده است؛ یعنی، نمی‌خواهم خواننده گمان کند همه‌ی پژوهشگران در همه جای دنیا از این نظریه دقیقا همین محتوا را برداشت می‌کنند. در واقع نویسندگانی که به حوزه‌های متفاوت علوم تعلق دارند، نظریه‌ی سیستم‌ها را از زوایای متفاوت می‌بینند و با خوانش‌هایی متفاوت آن را می‌فهمند. کتابی که من نوشته‌ام این نظریه را با بیش از 100 کلیدواژه که به دقت تعریف شده‌اند، صورت‌بندی کرده است و روایتی را به دست می‌دهد که بیشتر به کار پژوهندگان حوزه‌های علوم انسانی، زیست‌شناسی و لایه‌های کیفی‌ترِ دانش می‌خورد. با توجه به اینکه من هم در فهم و صورت‌بندی این نظریه آرای خاص خود را داشته‌ام، حدود 20 درصد از این کلیدواژگان را بنا به نیاز و با تعریف خودم به خزانه‌ی کلیدواژگان استانده‌شده‌ی این نظریه افزوده‌ام،  از این روست که آن را روایتی شخصی خوانده‌ام بدان امید که روایت‌های بزرگانی که موسسان این بینش بوده‌اند به تدریج به زبان فارسی ترجمه شود و تمایزها در این میان نمایان گردد.

شما در کتاب «روانشناسی خودانگاره» کوشیده‌اید که دو جریان واگرا و متعارض را با یکدیگر ترکیب کنید. این دو جریان به اختصار عبارتند از: رویکردهای میان‌رشته‌ای و واکنش به بحران‌های اجتماعی برخاسته از جنگ جهانی دوم. این فرایند با استفاده از نظریه سیستم‌های پیچیده چگونه اتفاق می‌افتد و از دیگر سو این دو جریان چگونه به احیای مفهوم سوژه کمک می‌کند؟

ما از میانه‌ی قرن بیستم به بعد با نوعی بدبینی فزاینده نسبت به مفهوم سوژه روبه‌رو هستیم. جریانی که پسامدرن نام گرفته و در منابع ایرانی -به خصوص متون عمومی‌تر- به شدت تحریف شده و نافهمیده باقی مانده است، در اصل همان منِ شناسای خودمختار (یعنی سوژه‌ی) مدرن را آماج حمله قرار داده است و آن را متاثر و معلول یا حتی مخلوقِ نهادهای اجتماعی قلمداد می‌کند. از سوی دیگر علوم میان‌رشته‌ای که دیدگاه سیستمی فصل مشترکشان است، امکانِ بازاندیشی در مورد برخی از نقدهای پسامدرن بر سوژه را فراهم آورده است. من به بی‌اهمیت‌بودن و موهوم‌بودن سوژه باور ندارم و گمان می‌کنم این پیچیده‌ترین سیستمِ کنشگر در لایه‌های توصیفِ جهانِ تجربی، قاعدتا باید بارِ مسئولیت و تفسیرِ گران‌تری را هم بر دوش بکشد؛ از این رو دیدگاه سیستمی را برای بازخوانی نقدهای پسامدرن، بازبینی رویکردهای گوناگونِ نگرش مدرن و بازسازی شکلی خودساخته از مفهوم سوژه به کار گرفته‌ام.

 کتاب «نظریه منش‌ها» و «روانشناسی خودانگاره» چگونه با کتاب «نظریه قدرت» ارتباط می‌یابند؟ شما در کتاب نظریه قدرت چه مبحث جدیدی را طرح می‌کنید؟

در واقع به پیروی از اندیشمندانی مانند پارسونز -البته با دلالتی متفاوت با وی- چهار سطح برای توصیف «من» می‌شناسم که عبارتند از سطوح زیستی، روانی، اجتماعی و فرهنگی. در این میان، سطح زیست‌شناختی به خوبی در این دانش صورت‌بندی شده و تصویری یگانه و روشن درباره‌ی انسان (یعنی سویه‌ی کالبدی «من») مورد توافق متخصصان این سطح قرار گرفته است. در سطوح روانشناختی و جامعه‌شناختی چندین مکتب و رویکرد متفاوت و واگرا و معمولا متعارض در مورد «من» داریم و در سطح فرهنگی، تنها بینش‌ها و ایده‌هایی داریم که به مرتبه‌ی نظریه‌ای عام در مورد پویایی فرهنگ برکشیده نشده‌اند. پیوند اندام‌واری هم میان تصویر مفهوم انسان/ من/ سوژه در این چهار سطح برقرار نیست. من ابتدا مدلی برای صورت‌بندی فرهنگ داده‌ام و آن نظریه‌ی منش‌هاست و بعد آن را با تصویر سطوح روانی (روانشناسی خودانگاره) و اجتماعی (نظریه‌ی قدرت) ترکیب کرده‌ام. کتاب سیستم‌های پیچیده هم در عمل روش‌شناسی و کتاب مرجع نظریه‌سازی در این میان محسوب می‌شود. کتاب «نظریه‌ قدرت» که در این میان حجیم‌ترین متن است، از این نظر نوآورانه است که ساز و کارهای اجتماعیی تولید قدرت که مورد توجه متفکران پسامدرن است را با مدلی سیستمی ترکیب می‌کند که منِ خودمختار -یعنی عاملیت- در کانون آن قرار دارد.

در مورد پنجمین کتاب این مجموعه توضیح دهید. کتابی به اسمِ متفاوتِ «جام جمِ زروان». این کتاب چطور با بقیه مربوط می‌شود؟

همانطور که گفتم، بخش مهمی از ایده‌ها و بینش‌های طرح‌شده در این کتاب‌ها از تجربه‌هایی عملی و برنامه‌هایی برای توانمندسازی و بازسازی عینی و ملموسِ «من» برخاسته است. جام جم زروان در واقع کتابی درسی است که راهبردهای عملیاتی و روش‌های مدیریتی برخاسته از نظریه‌ی زروان را به فشرده‌ترین شکلِ ممکن در بر می‌گیرد. این کتاب 220 کلیدواژه‌ی کاربردیی برساخته شده بر مبنای این نظریه را در حدود  400صفحه جمع‌بندی می‌کند. این در واقع نوعی کتاب درسی برای کلاس‌های زروان است که به حوزه‌ی مدیریت و توانمندسازی فردی مربوط می‌شوند.

 پرسشی که در هنگام تورق کتاب‌های شما توجه را به خود جلب کرد، اندیشمندانی بود که بر افکار و آثار شما تأثیر آشکاری گذاشتند. می‌خواستم بدانم مهم‌ترین متفکران و همین طور کتاب‌های الهام‌بخش شما چه بودند؟

در هر سطح از چند تن می‌توانم نام ببرم. در مورد خودِ نظریه‌ی سیستم‌ها بی‌تردید همه‌ی ما مدیون «لودویگ فون برتالنفی» و «هرمان هاکن» و سایر پیشتازان میانه‌ی قرن بیستم هستیم. به طور خاص آثار «نیکلاس لومان» نیز در صورت‌بندی من از این نظریه موثر بوده‌اند. در سطح روانشناختی به خصوص زیرتاثیر روانشناسان شناختی و هواداران مکتب روانشناسی مثبت‌ مثل «چیکزت‌میهالی» بوده‌ام، البته تردیدی نیست که در این میانی دینی که به لاکان و نوفرویدی‌ها دارم هم قابل‌چشم‌پوشی نیست. در سطح جامعه‌شناختی بیش از همه از نظریه‌‌پردازان سیستمی مثل «لومان» و «پارسونز» و همچنین از پساساختارگراها مثل فوکو و دلوز تاثیر پذیرفته‌ام. در سطح فرهنگی به خصوص از ایده‌ی مِم‌های داوکینز الهام گرفته‌ام. در منابع بومی‌مان شمار زیادی شخصیت‌های سرشناس هستند که می‌توانم نامشان را ببرم، اما در این میان اجازه بدهید به «زکریای رازی» از قدما و «مولانا» و «بیدل دهلوی» از جدیدترها بسنده کنم که دیدگاه و رویکردشان برایم بسیار آموزنده بوده است.

آیا شما در مجموعه این دوره پنج جلدی نظریه‌ای ارائه می‌دهید که خاص شماست و به نوعی نخستین بار از سوی شما طرح می‌شود؟

بله، چنین است.

هرگاه به سراغ مطالعه اثر جدیدی می‌روم، سعی می‌کنم روحیه یادگیری برای یادگیری را در خود حفظ کنم، اما نمی‌توانم اعتراف نکنم که بی‌درنگ این پرسش در ذهنم نقش می‌بندد که این اثر چه کمکی به ما و در این زمان می‌کند؟! به همین جهت این پرسش درباره آثار شما هم هنوز برایم باقی است که این مجموعه پنج جلدی و انتشار آن در این مقطع زمانی چه اهمیتی برای جامعه علمی ما دارد؟

به گمانم از سه سویه مهم است؛ ما در ایران‌زمین -یعنی در حوزه‌ی تمدن ایرانی و نه تنها کشور ایران- با بحرانی در تعریف سوژه روبه‌رو هستیم که از تعارض و تصادم چارچوب‌های سنتی با موج تمدن مدرن نتیجه شده است. بخش مهمی از بحران‌های سیاسی، درگیری‌های خونین میان اقوام ایرانی و انحطاط نظام‌های اخلاقی و اجتماعی در زمانه‌ ما به نظرم از این غیابِ نظریه و نااندیشیده و نامفهوم ماندنِ معنیی «من» برخاسته باشد. گمان می‌کنم تجربه‌ قرن گذشته نشان داده باشد که بازسازی مفهوم سوژه‌ ایرانی با وام‌گیری سطحی و گرته‌برداری از مفاهیمی که در سرزمین‌های دیگر تا حدودی کارساز بوده، ممکن نیست و به همین ترتیب موضع دفاعی و طرد ساده‌لوحانه‌ عناصر مدرن هم دردی را درمان نمی‌کند، بنابراین برای بازسازی آنچه که هر یک از ما هستیم؛ یعنی، برای به کرسی نشاندنِ موقعیت شخصی‌مان در مقام یک «منِ ایرانی» و جایگاه جمعی‌مان به عنوان وارثان تمدن دیرپا و درخشان ایرانی، نیازمند چارچوب نظری دقیق و روشن و کارآمدی هستیم که عناصر کارگشا و مفاهیم کارساز و روش‌شناسی نیرومند رایج در تمدن مدرن را دارا باشد و بتواند با گذر از آن و فراتر رفتن از افق‌های مرسومِ نظری، به نگاهی بومی و ایرانی درباره‌ی همه‌ چیز بینجامد. اینجاست که سه سویه‌ اهمیت این کتاب ها روشن می‌شود. به نظرم این نظریه، دست کم تلاشی است سازمان‌یافته و مشخص با دستاوردی معلوم و رسیدگی‌پذیر و نقدشدنی در این زمینه و بنابراین می‌تواند به عنوان آغازگاهی برای دست‌یابی به مدلی نظری در مورد منِ ایرانی قرار گیرد، هر چند راستش را بخواهید دعوی خودم در این مورد کلان‌تر است و گمان می‌کنم اصولا کلیت چنین نظریه‌ای در همین کتاب‌ها پیشنهاد و تدقیق شده است. دومین سویه آن است که این چارچوب نظری به خاطر میان‌رشته‌ای بودن امکان پیوندخوردن با حوزه‌های دیگرِ دانایی را به دست می‌آورد و مثلا می‌تواند برای بازخوانی تاریخ ایران‌زمین و فهم سیر تکامل سوژه‌ی ایرانی کاربرد داشته باشد و این کاری است که پروژه‌ی نگارش تاریخ فرهنگ ایران‌زمین را برایم ضروری ساخته که دو جلد از مجموعه‌اش همراه با کتاب‌های زروان منتشر می‌شود. سومین نکته آنکه من به عینی‌بودن دستاوردهای نظری باور دارم و فکر می‌کنم محک غایی هر نظریه‌ای، توانایی‌اش برای رفع مسائل واقعی و ملموسِ پیشاروی پذیرندگانِ آن است. تجربه‌ی 10 سال گذشته به من نشان داده که راهبردهای عملیاتی برآمده از چارچوب زروان نیز قابل توجه و مهم هستند. این‌ها البته همه نگاه نویسنده‌ایست که طبعا از زاویه‌ای خاص درباره‌ آفریده ذهن خود اظهارنظر می‌کند و داوری در این مورد را در نهایت باید کسانی که در مورد زروان می‌اندیشند، نقدش می‌کنند و به کارش می‌بندند، به دست دهند.

 

همچنین ببینید

چرایی خرد ایونی

مصاحبه با خبرگزاری کتاب ایران، به مناسبت برگزیده شدن کتاب «تاریخ خرد ایونی» به عنوان یکی از پنج نامزد کتاب سال ۹۶ در زمینه‌ی فلسفه‌ی غرب

یک دیدگاه

  1. درود .
    ۱ ـ « چارچوب نظری روشن و دقیق و کارآمد شامل عناصر کارگشا و روش شناسی نیرومند رایج در تمدن مدرن » و رسیدن « به نگاهی بومی و ایرانی از همه چیز » : این « فرارفتن از افق های مرسوم نظری » است یا ماندن در جزئی از کل جامعه ی در حال تکوین بشری ؟
    برساختن مجموعه یی روشن ، بسامان و جامع ( از همه چیز ) از دستاوردهای فکری ، درست ؛ اما چرا « بومی و ایرانی » ؟ آیا در آن مجموعه ی فکری فرا رفته از از افق های نظری تاکنونی ، ایرانی جزئی از کل بشری ترسیم و توصیف نمی شود ؟
    ۲ ـ اگر طی سال ها از کنش روزانه ی مردم یک شهر با فاصله ی مثلاً یک ساعته عکس گرفته شود و سپس عکس ها با سرعت ۲۵ نما در ثانیه از برابر دیدگان عبور داده شوند ؛ به نظر می رسد که انسان ها ذراتی کم دوام در خدمت ساخت و نگه داری شهرند ، گویی شهر اصل و مردم فرعند . ( اگر ساخته های انسان را جزء جامعه تصور کنیم ، به نظر می رسد که مردم جزء زود گذر و فانی تر جامعه و در خدمت جزء مانا تر آنند . )
    این فشرده ی ملموس شناختی است که با جمع بندی زمین شناسی ، زیست شناسی ، اقتصاد و تاریخ از انسان در من شکل گرفته است . من متفکر و خواهنده در این تصویر محو می شود اما چون نزدیک بزرگ تر است ، وقتی به کنش روزانه ی خود نظر می کنم دانش و گزینش و کنش خود را مهم و تعیین کننده می یابم .
    به نظرم نظام دانایی یا بافتار فکری یی که انسان آگاه و برگزیننده ، کانون یا محور آن باشد به نگرش خودپرستانه ی روزانه می ماند . من ترجیح می دهم بین این دو در نوسان باشم !

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *