پنجشنبه , مرداد ۲۷ ۱۴۰۱

آنچه امروز آقای روحانی باید بگوید (و احتمالا نخواند گفت)!

من در واپسین انتخابات ریاست جمهوری به آقای روحانی رای دادم، و چون به استفاده از تمام ظرفیتهای حقوق قانونی شهروندان باور دارم و او را بهترین گزینه‌ی آن روزها می‌دیدم. نه از رای دادن‌ پشیمان هستم و نه از گزینش او؛ و این امری فلسفی و اخلاقی است که از وظیفه‌ی مشارکت در سرنوشت هم‌میهنان و عقلانیت حاکم بر انتخابها برمی‌خیزد. با این همه شرایط امروز کشور و نابسامانی‌ها به شکلی است که این موضع عمومی درباره‌ی این حق و پشیمان نبودن از بهره‌مندی از آن را نمی‌توان به رضایت یا خوشنودی حمل کرد.

من به عنوان یک شهروند انتظار دارم امروز آقای روحانی در پیامش محتوای این گزاره‌های کلیدی و کارساز را بگنجاند، و متاسفانه حدس می‌زنم چنین نکند:

نخست: اعلام مبارزه‌ی سرسختانه با فساد اقتصادی گسترده و ریشه‌کنی‌اش در تمام سطوح و همه‌ی لایه‌های جامعه، با تاکید بر طبقه‌ی نخبگان سیاسی و اقتصادی‌ای که بزرگترین دزدی‌ها و جرم‌ها را مرتکب شده و می‌شوند. یعنی معرفی بی‌مهابای مجرمان در همه‌ی سطوح، ارائه‌ی زمان‌بندی‌ای برای مهار کردن‌شان، و پیشنهاد چارچوبی برای رسیدگی به وضعیت و کیفر دادن‌شان.

دوم: اعلام برنامه‌ای عملیاتی و آشکار برای بازگرداندن حقوق عقلانی و طبیعی شهروندی، دست‌کم به همان شکلی که در قانون اساسی پیش‌بینی شده است. به شکلی که تبعیض‌های نهادین، مردم‌آزاری‌های عقیدتی، و جرایم سازمان‌یافته‌ به شکلی منظم و با مشتی آهنین ریشه‌کن شود. نشان دادن اراده‌ای که تصور رایج درباره‌ی تقابل ملت و حکومت –که ان‌شاءالله نادرست است، اما هر از چندی با رفتارهایی تایید می‌شود!- را رفع کند.

سوم: اعلام این چرخش سیاسی که نظام حکمرانی ساز و کارهایی مؤثر را برای استقرار شایسته‌سالاری اجرا خواهد کرد. به شکلی که انبوهی از میهن‌دوستان نخبه و کارساز که امروز حاشیه‌نشین هستند، در زمانی کوتاه جایگزین انبوهی از دیوانسالاران ناکارآمد و نالایق و گاه فاسدی شوند که اوضاع کشور را به وضع امروز کشانده‌اند.

 

چهارم: اعلام برنامه‌ای روشن و عقلانی که با علم پشتیبانی شود و بحران محیط زیستی کشور را چاره کند. برنامه‌ای که با مشتی آهنین دست‌اندازی سودجویان به منابع طبیعی را مهار کند، به هدر دادن اندوخته‌های بوم‌شناختی را متوقف سازد، و اقتصاد پرهزینه و ناکارآمد آب که از شکل کشاورزی‌مان ناشی می‌شود را با اقتصادی تندرست و سودآور (مثلا مبتنی بر گردشگری یا تولید انرژی‌های پاکیزه) جایگزین کند.

پنجم: اعلام برنامه‌ای روشن و راهبردی برای رویارویی با تهدیدهایی که وحدت ملی‌مان را تهدید می‌کند. تهدیدهایی که سرنخ‌ها و جریانهایی شناخته شده و روشن دارد، اتصالش با دولتهای دشمن شفاف و عیان است، و از این رو خیانت‌بار بودن جریان‌اش نمایان است و دیگر نمی‌توان مثل چند دهه پیش مقابله‌اش با ملیت ایرانی و وطن‌دوستی را به بلاهت حمل کرد.

متاسفانه گمان نمی‌کنم امروز آقای روحانی به این پنج ضرورت مهم و حیاتی به شکلی قاطع و هدفمند اشاره کند،‌ و متاسفانه حدس می‌زنم برنامه‌ای شفاف و روشن و کارآمد برای چاره کردنِ پنج تنشِ فساد، قانون‌گریزی، نالایق‌سالاری، بحران محیط‌زیست و ایران‌ستیزی در کار نباشد. این تنشها به قدری بزرگ و فرساینده هستند که بی‌شک اشاره‌هایی به آنها انجام خواهد شد، اما «در برهه‌ی حساس کنونی» این کلی‌گویی‌ها و ملاحظه‌ها کارساز نیست و فرصتی حیاتی را به باد می‌دهد، که شاید بسیار زود مایه‌ی افسوس گردد.

همچنین ببینید

شرح بدنامی نامجو

برداشتم درباره‌ی نامجو آمیخته است، مثل همگان. صدایش را دوست دارم اما شیوه‌ی خواندن‌اش را نمی‌پسندم، نبوغ هنری‌اش به نظرم درخشان است و بارور، هرچند اصراری در ضایع کردن و ناپخته وانهادن‌اش دارد.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.